حفظ فرهنگ و ارزشهای دینی
حفظ فرهنگ و ارزشهای دینی
بهترین راه کار فرهنگ سازی دینی در جامعه چیست؟
فرهنگ سازی دینی به معنای «دادن نمود عینی و نهادینه کردن ارزش های دینی در رفتار افراد و صحنه های اجتماعی است» که در فرآیندی چندین مرحله ای تحقق خواهد یافت.
بهترین راهکارهای فرهنگ سازی دینی بدین شرح است:
1. تعریف عملیاتی از «دین»، «ارزشهای دینی» و «فرهنگ دینی»: ابتدا باید فرد یا افراد، این توانایی را داشته باشند که ارزشها و معارف دینی را از متن قرآن و سنّت استخراج کنند و تعریف دقیق و کاربردی از آن ارائه دهند.
2. پیرایش ارزشها و مفاهیم دینی از پیرایه های محیطی و اجتماعی و ایجاد دیدگاه مشترک میان بخش های فرهنگی نظام درباره آن: همه می دانیم که حضرت امام خمینی(ره)در فرآیند نوسازی جامعه، مفاهیمی مانند معنویت گرایی یا آخرت گرایی، جدایی دین از سیاست، تقابل دنیا و آخرت، نگرش سنّتی به توده مردم، نوع نگرش به قضا و قدر و زنان را در عمل و نظر، بازنگری کرده[1] و بر اساس معیار اسلام و دیانت ناب، این مفاهیم را معنا بخشیده است. اکنون نیز باید ارزش های دینی به دور از پیرایه های اجتماعی بررسی شود تا بخش های فرهنگی نظام درباره آن به اشتراک نظر برسند.
3. برنامه ریزی: باید دانست که فعالیّت فرهنگی از کجا و با چه روشی آغاز شود. همچنین باید راهی یافت که همواره درستی تصمیم ها را تضمین کند. در برنامه ریزی باید به این نکته توجّه داشت که فرهنگ سازی دینی به برنامه ریزی دراز مدت و استراتژیک نیاز دارد و بر پایه برنامه ی کوتاه مدت و انفعالی نمیتوان فرهنگ جامعه را با دین هماهنگ کرد.
مهمترین روشهای راهبردی در برنامه فرهنگ سازی دینی به شرح زیر است:
الف) نخستین گام در برنامه ریزی، «خودسازی» است. رسالت بزرگ کارگزاران فرهنگی این است که ابتدا خود را به ارزش های دینی مانند: ایمان، تقوا، شرح صدر و... آراسته سازند و در عمل به ارزش ها، از دیگران پیشی بگیرند.
ب) گام دوّم، «دیگرسازی» است که در قالب ارشاد و نصیحت، تبلیغ و تعلیم و تربیت اسلامی امکان پذیر است. هدف از ارشاد و نصیحت، افزایش سطح تربیت و ترویج فضایل اخلاقی است. تکریم شخصیت دیگران، وفق و مدارا، برخورد محبت آمیز و استفاده از روش های غیرمستقیم همچون روش الگویی، در کارآیی نصیحت و ارشاد نقش بسیار مؤثری ایفا خواهد کرد.
پیامبران نیز در دعوت خود از همین شیوه ها بهره برده اند. برای نمونه، رسول خدا(صلی الله علیه وآله)هنگامی که مأموریت یافت خویشان خود را به دین جدید دعوت کند، مجلسی تشکیل داد. سپس با غذایی که از گوشت گوسفند و شیر فراهم آورده بود، از آنان به خوبی پذیرایی کرد. آنگاه آنان را به پذیرش دین الهی فراخواند.[2] این شیوه برخورد، سیره پیامبر(صلی الله علیه وآله) و اهل بیت آن حضرت بود که با استفاده از همین روش، مردم را به سوی دین خدا و هدایت های دینی جذب می کردند.
ج) فرهنگ سازی دینی و احیای ارزش های مذهبی در شرایط کنونی جامعه اسلامی، به فعالیت نظام یافته و هم فکری و تلاش گروهی نیاز دارد که از نظر ابزار و محدوده ی کار نیز به مراتب گسترده تر و پیچیده تر از گذشته است. لازمه ی فرهنگ سازی دینی در حال حاضر این است که همه نهادهای اجتماعی، کارگزاران فرهنگی، صدا و سیما، مطبوعات و... به صورت هماهنگ و منسجم در نهادینه کردن ارزش های دینی، تلاش ورزند. در این میان، نقش خانواده، آموزش و پرورش، صدا و سیما و مطبوعات به مراتب از دیگر نهادها برجسته تر است.[3]
غیرت دینی با فرهنگ ایرانی چه رابطه ای دارد؟
در این پرسش، دو مفهوم کلی وجود دارد; «غیرت دینی» و «فرهنگ ایرانی». ابتدا لازم است معنا و رابطه ی این دو مفهوم را بررسی کنیم.
فرهنگ ایرانی
امروزه «فرهنگ ایرانی» همان «فرهنگ اسلام» است; چون فرهنگ ایرانی در دین و باورهای مذهبی مردم ایران، ریشه دارد. به تعبیر برخی پژوهشگران، «فرهنگ یک ملت به مثابه تجسّد مذهب آن ملت است.»[4] بنابراین، فرهنگ ایرانی به معنای همه باورها و ارزش هایی است که ریشه ی آسمانی دارند و رفتارهای فردی و اجتماعی بر اساس آن شکل می گیرند.
شاید این پرسش مطرح شود که اگر «فرهنگ ایرانی» همان «فرهنگ اسلام» است، پس هر آنچه میان مردم رواج دارد، مورد تأیید اسلام خواهد بود. در این زمینه به چند نکته اشاره می شود:
1. نفوذ تدریجی فرهنگ اسلام در ایران: ایرانیان به تدریج اسلام را پذیرفتند و اسلام آرام آرام به ویژه در دوره های استقلال سیاسی ایران بر کیش زرتشتی چیره شد.[5]
2. گزینش و جرح و تعدیل فرهنگ ایرانی به وسیله اسلام: دین اسلام هنگام نفوذ به ایران، در اخلاق، مذهب، فرهنگ اجتماعی و نظام سیاسی این سرزمین، دگرگونی های بنیادی پدید نمی آورد. برای نمونه، مبلغان مسلمان، مردم را به انجام دستورهای اسلامی مانند نماز و روزه فرا می خواندند، در حالی که این سنّتها پیش از آن در میان مردم رایج نبود. برخورد اسلام با آداب و رسوم پیشین مردم ایران، گزینشی بود; نه ابطال یا پذیرش کامل.
غیرت دینی
«غیرت» به معنای «حمیت» و «تعصب»[6] و از لوازم محبت است. غیرتمند نیز به کسی گفته می شود که در حفظ ناموس، آبرو و شرف خود بکوشد.[7] بنابراین، «غیرت دینی»به معنای دفاع و پاسداری از ارزش های دینی است.
پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)، غیرت را جزء ایمان[8] و قرآن کریم، آن را نشانه ایمان دانسته است.(فتح، 29).غیرت گونه های متفاوتی دارد که یکی از آنها غیرت دینی است. غیرت دینی را باید از دیگر گونه های غیرت، بهتر و نکوتر دانست; چون به معنای دفاع از حریم اسلام است که از مهمترین واجبات اسلام به شمار می رود.
دفاع از حریم اسلام ممکن است به دو صورت زیر تحقق یابد:
1. مبارزه در میدان جنگ(جهاد)
2. مبارزه در عرصه فرهنگی (که امروزه از آن به «مقابله با تهاجم فرهنگی» تعبیر می شود)
مقتضای غیرت دینی این است که همه ی ما به اصول و ارزش های دینی اسلام پایبند باشیم و به صورت آگاهانه و منطقی، از فرهنگ خودی که همان فرهنگ اسلام است، پاسداری کنیم. همچنین اگر دیدیم بیگانگان به ارزش های دینی و فرهنگی ما تعرض می کنند، با تعصب و جدیت کامل در برابر آنان بایستیم.
بر این اساس، میتوان گفت غیرت دینی با فرهنگ ایرانی مغایر نیست، بلکه غیرت دینی یکی از اصول و ارکان اساسی فرهنگ ایرانی است; چون فرهنگ ایرانی به معنای فرهنگ اسلام و غیرت دینی به معنای دفاع و پاسداری از دین است که درباره پاسداری از دین و ارزش های دینی نیز آیات و روایات بسیاری وجود دارد.(توبه، 24) برای نمونه، امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به اهل کوفه که از حریم اسلام دفاع نمی کردند، چنین خطاب فرمود: «یا اشباه الرجال و لا رجال...;[9] ای نامردهایی که شبیه مردان هستید...».
نتیجه
به یقین، جامعه ی ما از فرهنگ سنتی ریشه دار و ژرفی برخوردار است که در تاریخ و مذهب ما ریشه دارد. به طور طبیعی، هر پدیده ای با چنین ویژگی هایی ممکن است با روح زمان و دگرگونی های اجتناب ناپذیر عرصه های دانش و فن، سازگاری نداشته باشد. به دیگر سخن، چه بسا ممکن است عادت ها و رسوم خرافی پیشین در میان گروهی از مردم دوباره زنده شود یا نمودهایی از فرهنگ بیگانه به شیوه های گوناگون درجامعه به ویژه میان نسل جوان و نوجوان رواج یابد. در این وضعیت، اقتضای غیرت دینی ما این است که از فرهنگ اصیل ایرانی که همان فرهنگ اسلام است، پاسداری کنیم و جوانان و نوجوانان را با فرهنگ اسلامی آشنا سازیم. به این ترتیب، می توان به هویت فرهنگی و ملّی خود پی برد و غیرت دینی را که بر پایه شناخت آگاهانه از دین استوار است، در وجود یکایک مردم ایران زنده نگاه داشت.
راه های پیشگیری از انحراف فکری جوانان چیست؟
همان گونه که در تأمین سلامت جسمی افراد جامعه، اولویت با پیشگیری و ایمن سازی افراد است، در تأمین سلامت فکری و اعتقادی جامعه نیز باید پاکسازی محیط از آلودگی های فکری، روانی و اعتقادی و پیشگیری از گسترش آن را در اولویت قرار داد. به همین دلیل سیاست گذاری های فرهنگی باید به گونه ای باشد که محیط خوب و سالمی برای جوانان و نوجوانان فراهم آید.
لازم است کارگزاران تربیتی، نهادهای فرهنگی و خانواده ها با برنامه ریزی منظم، افراد آسیب پذیر را شناسایی و برای ایمن سازی آنان اقدام کنند. همچنین افرادی که مورد تهاجم فرهنگی بیگانه قرار گرفته اند، باید شناسایی شوند تا با استفاده از روش های پیشگیرانه، آنان و دیگران از آلودگی بیشتر برحذر باشند. گفتنی است در ارائه ی راهکارهای پیشگیری از فریب خوردن جوانان و نوجوانان و افتادن آنان در دام افراد و جریان های منحرف، باید به شرایط سنی، تفاوت های فردی، شرایط زمانی و مکانی و پایگاه فرهنگی و اجتماعی جوانان و نوجوانان توجه کرد. اینک چند مورد از این روشها را بر می شماریم:
1. نهادینه کردن شناخت و باورهای دینی: بنیادی ترین روش برای پیشگیری از فریب خوردن جوانان، گسترش زمینه های شناخت معارف الهی و درونی سازی باورهای مذهبی است. از آنجا که «مذهب» و «خداپرستی» در آیینه ی فطرت انسان، نقش بسته و «کمال جویی» در نهاد انسان نهفته است،(روم،29) کافی است پدران و مادران و کارگزاران فرهنگی با برنامه های تبلیغی و هدایتی، فطرت خداجوی جوانان و نوجوانان را شکوفا سازند. افزایش آگاهی ها به همراه دستیابی به معرفت و باورهای دینی باید به گونه ای باشد که جوانان در برابر تبلیغات دشمنان، ایمن شوند.
2. بسترسازی برای حضور جوانان در مکان های مذهبی: فراهم آوردن زمینه حضور جوانان و نوجوانان در مساجد، نماز جمعه و بهره گیری آنان از برنامه های سازنده و روح بخش مذهبی، جوانان را با خدا مأنوس می سازد[10] و به زیور خوبی ها و زیبایی ها آراسته می گرداند.[11]
3. تشویق جوانان و نوجوانان به مطالعه ی کتاب های سازنده: ممکن است برخی جوانان به دلیل تبلیغات رسانه های گروهی، نسبت به آگاهی از مسایل دینی احساس بی نیازی کنند و انگیزه ای برای مطالعه نداشته باشند. در این صورت، باید بکوشیم این احساس کاذب از میان برود و انگیزه ی مطالعه در جوانان ایجاد شود.
4. تشکیل جلسه های مذهبی و سرگرمی مناسب: با تشکیل جلسه های آموزش مسایل دینی، سیاسی و اجتماعی، گردش های دسته جمعی و جلسه های دعا و نیایش که از هدفهای رفتاری مشخص و دراز مدت برخوردارند، میتوان علاقه های جوانان را به این امور جلب کرد. در این زمینه از هنر و ادبیات نیز در انتقال باورهای دینی باید بهره برد. نمایش فیلم های سودمند با درون مایه مذهبی، گزارش های مستند جنگ تحمیلی و بازدید از مناطق جنگی در تقویت دین باوری نسل جوان مؤثر هستند. [12]
5. تشکیل جلسه های پرسش و پاسخ و گفت وگو: با بهره گیری از آموزگاران و مربیان علاقه مند و با تجربه میتوان بحث های آزاد عقیدتی و سیاسی درباره مسایل روز و مورد علاقه جوانان برپا کرد.
6. فراهم آوردن محیط گرم و خانوادگی و برخورد دوستانه با جوانان: نوجوانان در سن بلوغ بیش از حد حساس هستند و به همین دلیل، نباید با آنان با سختی و خشونت برخورد کرد. اگر افراد خانواده به ویژه پدر و مادر، به نیازهای عاطفی و روانشناختی جوانان و نوجوانان در محیط خانواده توجه داشته باشند، آنان دیگر انگیزه ای نخواهند داشت که با افراد ناباب، رفت و آمد و دوستی کنند. پس پدران و مادران باید بکوشند محیطی آرام و سرشار از محبت و احترام برای جوانانشان فراهم آورند.[13]
7. انتخاب دوستان خوب و شایسته: گاه دیده شده است که همه عوامل تربیتی برای یک فرد فراهم بوده، ولی رفت و آمد با دوستان ناباب، او را منحرف کرده و از هدایت و رشد بازداشته است.[14] ممکن است چنین تصور شود که چه بسا جوان، فردی را خوب و شایسته تشخیص دهد، در حالی که وی، فردی مشکل دار و وابسته به جریان های ضدمذهبی باشد. پدر و مادر نیز نمی توانند برای فرزند جوانشان، دوستان خوب و شایسته برگزینند. پس مراد از این موضوع چیست؟ در این زمینه باید گفت پدر و مادر میتوانند از همان دوران کودکی فرزندانشان، دوستانی خوب و شایسته برای آنان انتخاب کنند; چون تجربه نشان داده است که معمولاً جوانان و بزرگسالان دوستی خود را با افرادی ادامه می دهند که در دوران کودکی با آنان دوست بوده اند.
نتیجه
خانواده، مدرسه، کارگزاران تربیتی و سیاست گذاران فرهنگی، هرکدام به سهم خود می توانند در پیشگیری از فریب خوردن جوانان و افتادن آنان در دام افراد و جریان های ضدمذهبی، نقش مؤثر ایفا کنند.
نقش خانواده در تربیت، از همان دوران کودکی پدیدار می شود که به ایجاد فضای گرم و صمیمی در خانواده بر می گردد. همچنین مدرسه با ارائه ی برنامه های سالم و تقویت باورهای دینی دانش آموزان می تواند نسلی مذهبی و غیر وابسته به جریان های ضدمذهبی، به جامعه تحویل دهد. سیاستگذاران فرهنگی نیز می توانند با ایجاد فضای مناسب و ساخت مراکز فرهنگی، ورزشی و تفریحی، اوقات فراغت جوانان را پرسازند و از انحراف آنان پیشگیری کنند.
چگونه در پرتو یک زندگی معتدل می توان به ایمان حقیقی دست یافت؟
دستیابی به ایمان واقعی و برخورداری از پیامدهای آن در دنیا و آخرت، در گرو پایبندی به آموزه های موجود در دین است. بهترین پاسخ به این پرسش را باید در سخن جامع و کامل هفتمین پیشوای شیعیان امام موسی کاظم(علیه السلام)جست. ایشان در سخنی کوتاه، زندگی متعادل یک انسان با ایمان را چنین تشریح فرموده اند:
اجتهدوا فی ان یکون زمانکم اربع ساعات ساعة لمناجاة الله و ساعة لامر المعاش و ساعة لمعاشرة الاخوان و الثقات الذین یعرّفونکم عیوبکم و یخلصون لکم فی الباطن و ساعة تخلون فیها للذّاتکم فی غیر محرّم و بهذه الساعة تقدرون علی الثلاث ساعات.[15]
بکوشید اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کنید. بخشی را به مناجات و ارتباط با خداوند متعال، بخش دیگر را به کار و زندگی، بخش سوم را به ارتباط با دوستان و افراد با اعتمادی که با دلسوزی، عیبتان را به شما گزارش می دهند و بخش چهارم را به لذت بردن از امور حلال اختصاص دهید. با توجه به بخش چهارم، خواهید توانست سه بخش دیگر را به درستی به انجام برسانید.
بنابراین، اگر کسی با میانه روی برای این چهار بخش از زندگی خود برنامه ریزی کند، خواهد توانست:
1. اعمال عبادی را به خوبی انجام دهد.
2. از آسایش مادی نسبی برخوردار باشد.
3. پیوند اجتماعی خویش را با دیگران سامان دهد.
4. در پرتو برنامه ای متعادل، سلامتی جسمی و روانی خویش را حفظ کند.
سخن امام کاظم(علیه السلام) بیانگر نیازهای گوناگون جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی آدمی است که تنها با داشتن برنامه ای هماهنگ و جامع برای فراهم آوردن مناسب، به هنگام و همه جانبه ی آنها، انسان به تعادل جسمی و روانی خواهد رسید. مناجات با خدا و برقراری ارتباط عبادی با هستی بخش جهان به نیاز اصیل کمال جویی و گرایش به حقیقت مطلق انسان، پاسخ می دهد. با کار و تلاش برای به دست آوردن روزی، نیازهای فیزیولوژیک و مادی انسان برآورده می شود. برقراری ارتباط با دوستان و نزدیکان، شکوفایی جنبه اجتماعی و نیازهای روانی انسان را در پی دارد. با استراحت، سرگرمی و لذت جویی حلال ، آدمی می تواند سستی و خستگی را از خود دور کند و بیش از پیش برای انجام فعالیت های سازنده تر، آماده شود.
اگر هر یک از این بخش های چهارگانه با انگیزه ی نزدیک شدن به الله و به دست آوردن خشنودی الهی انجام شود، آن کار، رنگ الهی به خود می گیرد و ارزشمند خواهد بود. در روایت آمده است که تلاش در راه به دست آوردن روزی برای زن و فرزندان همانند جهاد در راه خدا، اهمیت دارد.
رسول الله(صلی الله علیه وآله) فرموده است:
الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله.[16]
بنابراین، با سرلوحه قرار دادن این دستور امام موسی کاظم(علیه السلام) می توان در سایه یک زندگی متعادل به ایمان واقعی دست یافت.
هر گاه هنگام عمل به دستور الهی با ریشخند دیگران رو به رو شویم، باید چه کنیم؟
ریشخند کردن دینداران و اولیای الهی و جبهه ی حق از سوی دشمنان حق، پیشینه ای طولانی دارد. این کردار ناشایست از آغاز زندگی بشر و در زمان پیامبران پیشین و پیامبر خاتم(صلی الله علیه وآله) وجود داشته است و تا هنگامی که حق و باطل وجود دارد، ادامه می یابد. در قرآن کریم آمده است:
ان الذین اجرموا کانوا من الذین ءامنوا یضحکون و اذا مروّا بهم یتغامزون. واذا انقلبوا الی اهلهم انقلبوا فکهین و اذا رأوهم قالوا انّ هولاء لضالّون.(مطففین، 32 - 29)
همانا بدکاران (در دنیا)پیوسته به مؤمنان می خندیدند و هنگامیکه از کنار آنان می گذشتند، ایشان را با اشاره های خود مسخره می کردند. هنگامی که بدکاران به سوی اهل خود برمی گشتند، مسرور و خندان بودند (و تمسخرهایی را که نسبت به مؤمنان روا داشته اند، برای یکدیگر تعریف می کردند; یعنی برای آنان، لطیفه می ساختند و می خندیدند) و هنگامی که مؤمنان را می دیدند، می گفتند: اینان گمراهانند.
بنابراین، استهزا و تمسخر، حربه ی اهل باطل در برابر روش حق و مستدل اهل ایمان است. آنان چون دلیلی برای رد کردن راه و روش مؤمنان نمی یابند و از آوردن منطق و استدلال باز می مانند، دست به کارهای جاهلانه می زنند. به کارگیری حربه ی استهزاء نشان دهنده ی سستی، حقارت و زبونی گمراهان در برابر مؤمنان است.
با همه ی این ها، واکنش ما باید چه باشد؟
1. بهشت را به بها می دهند نه به بهانه.
خداوند متعال در همین سوره به پاره ای از نعمت های بی پایان خود اشاره کرده و فرموده است:
همانا نیکان از انواع نعمت ها برخوردارند. به تختهای زیبای بهشتی تکیه کرده اند و به زیبایی های بهشت می نگرند. در چهره آنان، طراوت و نشاط نعمت را می بینی . از شراب زلال، دست نخورده و سربسته ای سیراب می شوند; مهری که بر آن نهاده شده، از مشک است. خواهندگان این نعمت های بهشتی باید بر یکدیگر پیشی بگیرند. این شراب (طهور) با تسنیم درهم آمیخته است; همان چشمه ای که مقربان از آن می نوشند.[17]
به یقین، این نعمت های ارزشمند بهایی دارد و بهای آن، پایداری در راه حق و بردباری در برابر تمسخر گمراهان است.
2. باید دانست روز تمسخر اهل باطل نیز به زودی فرا می رسد. «روز قیامت، روزی است که مؤمنان به کافران می خندند. این در حالی است که مؤمنان بر تخت های آراسته ی بهشتی نشسته اند و نگاه می کنند.»(مطففین 34 و 35)
پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)می فرماید:
در آن روز، دری از بهشت به روی کافران گشوده می شود و آنان به گمان این که فرمان آزادی از دوزخ و ورود به بهشت داده شده است، به سوی آن حرکت می کنند. هنگامی که به آن رسیدند، ناگهان در بسته می شود و این کار چند بار تکرار می شود و مؤمنان که از بهشت نظاره گر آنند، می خندند.[18]
اگر ما زندگی زودگذر دنیا را با زندگی جاوید آخرت بسنجیم، درخواهیم یافت که تحمل تمسخر دنیا بسیار آسانتر از تحمل تمسخر قیامت است.
3. اهل ایمان وظیفه دارند زبان خود را از آلودن به سخنان زشت نگاه دارند و به گمراهان با سخنانی سالم و به دور از لغو و گناه، پاسخ دهند:
و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالواسلاما. (فرقان، 63)
و بندگان خدای رحمان کسانی هستند که روی زمین به نرمی گام برمی دارند و چون نادانان، ایشان را طرف خطاب قرار دهند، به ملایمت پاسخ می دهند.
پس نادانی نادانان را با نادانی نمی توان پاسخ داد.
4. مؤمنان باید باورهای خود را نیرومند سازند. کسی که به حقانیت آیین حیات بخش اسلام، یقین پیدا کرد، دیگر وعده و وعید دیگران ذره ای در او اثر نمی گذارد. برای نمونه، مشرکان در آغاز رسالت پیامبر، با وعده و وعید بسیار از حضرت ابوطالب(علیه السلام)خواستند که به محمد بگوید اگر از آیینش دست بردارد، هر چه بخواهد به او می دهیم. آن حضرت به چنان یقینی رسیده بود که در پاسخ فرمود:
یا عم والله لو وضعت الشمس فی یمینی و القمر فی شمالی ما ترکت هذا القول حتی انفذه او اقتل دونه.[19]
عموجان، به خدا سوگند! اگر آفتاب را در دست راست من و ماه را در دست چپ من قرار دهند، از آیین خود دست بر نمیدارم تا این که آن را برپا دارم یا در راه آن کشته شوم.
هنگامی که انسان به حقانیت راه و روش خود که روش پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) و ائمه ی اطهار(علیهم السلام)است، یقین پیدا کرد، از ملامت سرزنش کنندگان نمی هراسد و مصداق این آیه شریفه می شود که:
یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم. (مائده، 54)
در راه خدا جهاد می کنند و از ملامت سرزنش کنندگان نمی هراسند.
[1]. نوسازی جامعه از دیدگاه امام خمینی، محمد حسن حسنی، نشر عروج، 1377، ص 248.
[2]. الارشاد، شیخ مفید، ص 29.
[3]. جامعه فرهنگ، محسن خودرو و همکاران، انتشارات آرون، ص 193.
[4]. درباره مفهوم فرهنگ، تی اس، الیوت، برگردان: حمید شاهرخ، نشر مرکز 1369، ص 35.
[5]. مجموعه آثار (14)، خدمات متقابل اسلام و ایران، مرتضی مطهری، ص 102.
[6]. فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیرکبیر، 1362، ج 2، صص 2460 2461; فرهنگ زبان فارسی، مهشید مشیری، سروش، 1371، ص 747.
[7]. فرهنگ معین، ص 2461.
[8]. بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج 71، ص 342.
[9]. نهج البلاغه، خطبه 27.
[10]. عنکبوت، 45.
[11]. آموزش نماز، ویژه نوجوانان و جوانان، محسن قرائتی.
[12]. مسایل نوجوانان و جوانان، محمدخدایاری فرد، تهران، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان، 1372، فصل 4، مذهب و جوانان و نوجوانان.
[13]. خانواده و مسایل نوجوان و جوان، علی قائمی، شفق، 1370، صص 207-204.
[14]. میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، ج1، صص51 - 43; ج 2، ص 61; با جوانان در ساحل خوشبختی، سیدحمید فتاحی، نشر الهادی، 1377، صص281 ـ 314.
[15]. بحار الانوار، ج 75، ص 321، باب 25، ح 3.
[16]. میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، انتشارات دارالحدیث، ج 5، ص 258.
[17]. مطففین، 32 - 31.
[18]. تفسیر نمونه، ج 26، ص 288، برگرفته از: درالمنثور، ج 6، ص 328.
[19]. بحارالانوار، ج 9، باب 1، ص143 منبع : تبیان
منبع : سایت زیبا وب : www.zibaweb.com
ویرایش متن : دبستان آنلاین : dabestanonline.blogfa.com